|
ضربت نخست ضربه اول در جنگ نرم از آن من و توست نه او درباره وبلاگ ![]() تنگه احد انقلاب این بار خالی نخواهد شد! اصلا بگذریم...به جز "آقا"، تعارف که نداریم؛ چفیه به هیچ کدام تان نمی آید. شما با همان کت و شلوار و دکمه ذوب در ولایت، خوشگل ترید. چفیه تیپ تان را بهم میزند. ای بسیجی تر از بسیجی شده ها، ای فدایی تر از شهدا شده ها، ای ذوب شده های در ولایت، بی کوره شهادت، ، بی جبهه و جنگ انقلابی شده ها، الکی ژست نگیرید. آخرین بار که به خانه یک مادر شهید سر زده اید بر می گردد به چند هزار سال قبل از میلاد؟ یاد امام و شهدا دل شما را به "بهارستان" می برد یا "کرب و بلا"؟ آخرين مطالب زاغه مهمات بیست و چهارم شهریور 1390 :: 5:40 AM :: نويسنده : حمید برزگار
این کلمات چنان به دلم چسبید که حیفم آمد دوستانم را محروم از بازخوانی این عبارات توحیدی و علوی ببینم،پس بنگر: مختار : لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد و خورشید و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد ، کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مامنی می دود، می دود، می دود و کجاست جنت الماوا ؟پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک ، گاه صاف است و گاه پیچاپیچ ، گاه تیز و گاه لغزان ،اعمال ما در این دنیا کم و کیف ما آن را معین می کند ؛ برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان . *** سائب : دیدید ، دیدید که پیش بینی امیر درست بود ؟ هر کس خفت زنده ماندن در سایه خوکان را بر شرافت مردانه مردن ترجیج می دهد بماند وصیت مختار را فراموش نکنید به زودی پشیمان می شوید که چرا به حرف امیرتان گوش نکرده و به وعده دروغین تسلیم شدید از مختار شنیدم که فردا در کشتاری بزرگ گردن تک تکتان را خواهند زد .
ششم دی 1389 :: 7:31 AM :: نويسنده : حمید برزگار
پاش رو روی اون یکی پاش انداخته بود و با یک ژست روشنفکرمآبانه گفت: از وقتی توی این مملکت انقلاب شده همه چی ریخته بهم. علم و پیشرفت هم درش تخته شده. جوونها همه خمار و بی حال، کار علمی تعطیل، اصلاً خرابه شده مملکت. پوکی به سیگارش زد و ادامه داد: شما می دونید چقدر ما توی این چند سال پسرفت علمی داشتیم؟ از آفریقایی ها هم پایین تر رفتیم. واقعا شرم آوره!
نگاهی عمیق توی چشمهاش کردم و با لبخند بهش گفتم: شما می دونید مجله Nature شاخص های علمی کشورها را از منابع رسمی چون یونسکو و بانک جهانی استخراج میکنه و اونها رو مورد تجزیه وتحلیل قرار میده؟ ایرانجزو 25 کشور اول جهان در زمینه سرمایه گذاری بر روی آموزش در سال 2002 بوده و از ممتازترین کشورهای جهان اسلام در این زمینه بشمار میادش. طی دو ده گذشته شمار مقالات ارائه شده توسط 24 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) ثابت مانده یا حتی کاهش یافته، که البته در این میان دو کشور ترکیه و ایران استثنا شده اند. میزان مقالات معتبر و علمی ایرانی ها از تعداد کمتر از 100 مقاله در یک دهه پیش به حدود 2000 مقاله در سال رسیده تازه این تعداد مقالات معتبره ... ما در این دو دهه تونستیم از کشور مصر که در گذشته از تمام کشورهای OIC جلوتر بود، پیشی بگیریم.
شما حتماً نشنیدید که نشریه تخصصی «نیوساینتیست» به سرعت بالای رشد علمی در کشورمون اشاره کرده و نوشته: «چین در سال های اخیر به رشد قابل توجهی در زمینه علمی دست یافته، اما به نظر میرسد رتبه نخست در زمینه رشد علمی در سال 2010 از آن ایران باشد.» متوجه هستید!؟ رتبه نخست رشد علمی در دنیا ! تازه این نشریه انگلیسی گفته: «در حال حاضر میزان رشد علمی در ایران 11 برابر بیشتر از سرعت متوسط جهانی است». موسسه بینالمللی آمریكایی ISI و وبگاه علمی تحلیلی ساینس متریكس (www.science-metrix.com) هم رشد قوی و مستمر پیشرفتهای علمی ایران رو تائید كرده اند.
راستی شما می دونید میزان مقالات علمی معتبر جهان از سال 1993 تا 2003 میلادی در دنیا 35 درصد رشد کرده ولی این میزان و رقم برای ایران 1100 درصد بوده! لطفاً شما اول یک سری به سایتهای اینترنتی و مجلات معتبر علمی دنیا بزنید و ببینید که همه اونها از رشد علمی ایران توی این دو دهه اخیر شگفت زده شده اند، بعد در مورد وضعیت ایران اظهارنظر کنید. اگر علم در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت.
دیدم طرف ساکت شده و با تعجب چشمهاش رو به چشمهام دوخته و خشکش زده. توی دلم گفتم اگه ایراد میگرفتی که چقدر از این علوم رو بومی کردیم و چقدرش منطبق با فرهنگ اسلامی ایرانی ماها هست اون وقت من اینطوری نگاهت می کردم. یکم دی 1389 :: 8:13 PM :: نويسنده : حمید برزگار
همینکه من یادمه یعنی همه یادشونه که...! پارسال ، محرم ، عاشورا ، تهران ، آشوب سبز و ...اینکه واکسینه شدیم حالا می فهمم یعنی چی؟ امسال که محرم هوشیارتر و باحال تری داشتیم بهتر دستگیرم شد که این میکروب های سبز ضعیف چقدر ما رو مقاوم کردند و یک دوره کلاس تاریخ اسلام برامون گذاشتند و رفتند داخل سوراخ سمبه های تهران بزرگ!
لطفا حواستان جمع باشد که عرض کردم میکروب های سبز ضعیف پس همه سبزها میکروب نیستند که ویتامین هم هستند چرا که به علت تزریق نوعی کاتالیزور در وجود پاکشان کمی تا قسمتی بد واکنش شده اند و گرنه اینها دوستان قدیم و جدید ما هستند که با تعقل و رفتار مناسب دوباره سر یک سفره جمع می شویم و شده ایم البته! قبل این خیلی دنبال کلماتی مثل بصیرت و وابستگی به دنیا و لحظه شناسی و وفداری وولایت مداری نبودیم یعنی بودیم اما داغ نبودیم.خدا پدر و مادر سبزجماعت رو بیامرزه که ما رو بیدار کردند.اصلا این ضعف روانشناختی و شاید جامعه شناختی ماهاست که تا در معرض تهدید قرار نگیریم ذات مثبتمان شکوفا نمیشود،برخلاف تفکر رایج که میگوید استعدادها زمانی شکوفا می شوند که شخص خارج از مدار تهدیدها و درون دایره فرصت ها و امکانات کافی قرار بگیرد و از همه حقوق بشری و حیوانی و آقازادگی(!) خود بهره مند باشد.اصطلاحا ما مرد روزهای سختیم و در شرایط بحران و فتنه و جنگ وشلوغ بازی دلیرتر می شویم و پابکارتر و غریبه با فرار و سکوت!ما وقتی ضعیف می شویم که دشمن خواب باشد یا بیدار باشد و نادان.وقتی حریف ضعیف است خوابمان می گیرد.محرم پارسال که همه دنیا و رسانه هایشان جمع شدند تا مخمل پیچمان کنند در مقابل ما هم افتادیم به یاد روزهایی که باید می افتادیم و مرد شدیم ،مرد رزم و یاد شهدا!این هشت ماه دفاع مقدس یعنی از خرداد 88 تا بهمن 88 یک وجه شبه داشت با هشت سال دفاع مقدس و آن اینکه در هر دو تجهیزات و هیاهوی طرف مقابل ده برابر ما بود و جنگ ،جنگی تمام عیار بود نه سوسول بازی و معرکه گیری.
آگوست کنت-خدایش بفرماید او را آنچه که بایدش- می گوید جوامعی که سیستمشان نظامی الهی است و نظامیان و روحانیون در راس امور هستند کمی تا قسمتی عقب مانده اند و باید به مرحله صنعتی شدن وارد شوند تا این بار دانشمندان و اخلاق صنعتگران راهبر و الگوی مردم باشد و البته در این گذار مصایبی و سختی های بسیاری است که بحران زا و تنش زا نیز هستند و نا آرامی هایی که در جهان سومی ها می بینیم ناشی از این عبور است.من با کنت و دور کیم و مارکس وبر و مارکس کاری ندارم همین قدر می دانم که ما سربازیم و نشان داده ایم به راحتی خودمان را با جدیدترین شرایط روز وفق می دهیم وجلو هم می افتیم! بگذار سبز شدن چند خیابان در عاشورای سرخ ما را نتایج گذار از استبداد به دموکراسی بدانند و جین شارپ قهقهه بزند و جرج سوروس روزی 10 بار بر مبل مخملی اش لم بدهد و ما نیز یادمان نمی رود که ناآرامی ها در کشورهای به اصطلاح رشد یافته به شکلی مشخص بیشتر از جهان سومی هاست به عنوان مثال اگر فتنه ای مثل فتنه 88 خودمان(!) در فرانسه ای که در تظاهرات کارگری اش صدها کشته و زخمی می دهد ،اتفاق می افتاد شاید بیشتر از هزار نفر کشته می شدند اما اینجا بعد از delet کردن ترانه موسوی و محسن ایمانی و سعیده پورآقایی که بعدا معلوم شد زنده اند و کروبی الکی سر قبرشان اشک ریخته ،به نقل از میرحسین و کلمه اش شدند 72 نفر به یاد هفتادو دو تن کربلا!
آگوست کنت عزیز! ما ایرانی ها از این به بعد معروف شدیم به مثال های نقض نظریه حضرت عالی ،چه بخواهی چه نخواهی! آخ ببخشید آگوست عزیز دیگر در قید حیات نیست تا مثال نقض نظریه اش را در ایران و شورش های لبنان با محوریت حزب الله لبنان ببیند پس آقایان غلامعیاس توسلی و سروش و ملکیان و میرحسین ،شماها که نماد غریبد در کشور حضرت مهدی عج حرفی بزنید! بسم الله!
حرف آخرم اینکه دورکیم با مطالعه نوع دینداری قبیله ای از بومیان استرالیا نظرات خود را پیرامون جامعه شناسی دین ارائه کرد و جامعه را همان خدا معرفی کرد،از بس که این دو شباهت دارند به هم،مثلا اینکه مردم به خاطر هر دو حاضرند از جان خویش بگذرند و مبل های شش میلیونی بخرند!حالا خواهش ما اینست یکی از برادران یا آبجی های جامعه شناس ایرانی بیاید و فتنه 88 و نقش رهبری دینی را در این اغتشاشات و شلوغ بازی های نامنظم محور مطالعات خود قرار دهد شاید از صدقه سر سبزی ها نظریه ای سرخ در جامعه شناسی دین طلوع کند...به امید آن روز سرخ! یازدهم آذر 1389 :: 6:24 PM :: نويسنده : حمید برزگار
سلام برادرم یا خواهرم
خواستم یادت بندازم"محرم آمد" فقط یادت باشه قبل حرکت از خودت و اطرافت دل بکنی تا یه وقت روضه حماسی نشوی و وقت حماسه روضه نخوانی. ول کن این مختار و سلیمان صرد خزائی رو که دیر جنبیدند. سروقت بیا! یازدهم آذر 1389 :: 6:41 AM :: نويسنده : حمید برزگار
عظمت حادثه کربلا و هنر اباعبدالله(ع) در آن است که آنچنان حادثه را دو قطبی کرد که هیچکس در میانه نماند، یا بر حق بود یا بر باطل. و مختار در صف حق نبود و سریال نتوانست که این تردید را نشان دهد، تردیدی که منجر به سقوط شد و سریال شاید نشان از ناخودآگاه شیعه دارد که همواره پرهیز میکند از پرداختن به سکوت کوفیان، و دستی که در خون اباعبدالله داشتند. و این همه تأکید بر شهدا و نپرداختن به مردود شدگان شیعی (چون سلیمان ابن صرد و مختار) شاید گریز از این واقعیت باشد که ما بیشتر شبیه کوفیانیم، تا اصحاب امام حسین(ع)؛ و همه قوت این سریال میتوانست در این باشد که نشان دهد «وقتی که در لحظه، تصمیم نمیگیری، هر چه هم که بعد از آن شمشیر بزنی و جانفشانی کنی، دیگر دیر شده است». و مختار قهرمانی است که دیر رسیده است و آنکه دیر میرسد، شجاعت او به هیچ کار نمیآید و همه عالم نیز خونبهای خون مقدس حسین(ع) نیست. ادامه مطلب ... پيوندهاي روزانه
پيوندها
لينک هاي مفيد |
||
|
|