وحيد جليلي
امام خميني(ره) در پيام به روحانيت در اسفند 67 ضمن پاسخ به بعضي شبهات دربارة جنگ، با برشمردن بركات جنگ بالاترين و مهمترين دستاورد دفاع مقدس را «استمرار روح اسلام انقلابي» ميدانند.
به نظر ميرسد ياد دفاع مقدس نيز بايد همسو با خود جنگ بوده و هدف و كاركرد اصلي آن «استمرار روح اسلام انقلابي» در جامعه باشد.
پيام شهدا، پيام اميد و امتداد است: «ويستبشرون بالذين لم يلحقوابهم» و نه پيام يأس و انزوا و گوشهنشيني و افسردگي: «ان لاخوف عليهم و لا هم يحزنون.» خوف و حزن آسيبها و تهديدهاي استمرار خط شهادت هستند.
پيام شهدا، شكستن ترسهاي توهمي و غمهاي مادي است.
كساني كه پيام شهدا را به درستي دريابند، در زمرة «لا يخشون احداًالاالله» و«لا يخافون لومةلائم» خواهند بود و از محافظهكاريهاي قاعدان و مصلحتانديشيهاي مرجفان عبور نموده و تحقق آرمانهاي قرآني را با شور و اميد دنبال خواهند كرد.
شهدا يك خط خونين ابدي بين اسلام انقلابي و اسلام امريكايي ترسيم كردند. نميتوان از شاخصهاي اسلام انقلابي (كه در نگاه امام مهمترين دستاورد در دفاع مقدس است) دور شد و ادعاي پاسداري و نشر فرهنگ و ارزشهاي دفاع مقدس را داشت.
دفاع مقدس و شهدا فقط مدافع «وجود» نظام نبودند، بلكه همزمان «ماهيت» نظام اسلامي را نيز پاسداري ميكردند.
شهدا جان خود را هم براي وجود و هم براي ماهيت نظام فدا كردند و هرحركتي دربارة دفاع مقدس ضمن آمادهسازي مخاطبان براي دفاع از اصل نظام، بايد مراقبه نسبت به ماهيت نظام اسلامي را نيز تقويت كند.
شهادت در عرض ديگر ارزشهاي اخلاقي اعتقادي اسلام نيست؛ بلكه در طول آن است و بسياري از ديگر ارزشها در آن منطوي است: زهد، ايثار، تعاون، جهاد، صبر، توكل، نوعدوستي، عدالتخواهي،...
شهدا را بايد با همه ارزشهايشان مطرح كرد. آنها صرفاً در مرگ خود شهيد نيستند؛ بلكه نوعاً در حياتشان نيز شهيدند. از شهدا هم خوب مردن و هم خوب زندگي كردن را بايد آموخت. همانطور كه در زمان جنگ، جمع بين جهاد و حضور در جبهه با بسياري از رذايل و ضد ارزشها ممكن نبود و حضور در خطوط نبرد به معناي تنّزه از بسياري آلودگيها بود؛ امروز نيز پاسداشت دفاع مقدس نبايد با هيچ ناهنجاري و ضدارزشي (همچون خودنمايي، اسراف، تجمل، ويژهخواري و...) جمع شود.
حفظ و بهرهبرداري از گنج دفاع مقدس همچون خود جنگ نيازمند حضور گستردة مردمي است. با چند مركز و بنياد و سازمان دولتي (هرچند عريض و طويل) نميتوان ظرفيت عظيم جنگ را كشف و اين سرمايه را نقد كرد.
دفتر هنر و ادبيات مقاومت حوزة هنري پس از هجده سال كار پيگير و مخلصانه حدود ششصد عنوان كتاب منتشر كرده است كه برخي از آنها نيز همپوشاني دارند و يك ماجرا را از چند زاويه روايت كردهاند. مجموعه آثار منشره دربارة دفاع مقدس هجده سال پس از پايان جنگ به شش هزار عنوان نميرسد.
اين در حالي است كه بيش از دويست و پنجاه هزار شهيد داريم كه اگر براي هر ده نفرشان يك كتاب منتشر شود، 25 هزار عنوان كتاب لازم است.
صدها هزار رزمنده ديگر هم داريم كه هنوز خاطرات و روايتشان از دفاع مقدس در سينه مانده و فرصتي براي ثبت و نشر و انتقال آن به نسلهاي بعدي فراهم نيامده است.
علاوه كنيد بر اينها ميليونها ايراني ديگري را كه در پشت جبهه دل در گرو رزمندگان داشته و از فراز و فرودهاي جنگ متأثر شدهاند.
به نظر ميرسد با گذشت هجده سال از پايان جنگ و مشخص شدن محدوديت ظرفيت دستگاههاي دولتي براي حفظ اين گنج نيازمند يك نهضت گسترده فرهنگي هستيم.
صدها بلكه هزارها «دفتر هنر و ادبيات مقاومت» مردمي ميتواند شكل بگيرد كه به شكلي بسيجي و خودكفا اين نياز را برطرف كند.
شايد فايده مهمتر اين نهضت فرهنگي، فعالسازي بسياري از نيروها و امكانات پراكنده باشد كه در فقدان استراتژي و برنامة فرهنگي مشخص هدر ميشوند يا هرز ميروند.
اين نهضت فراگير فرهنگي ميتواند با محوريت مساجد كه كانون تجهيز و اعزام نيرو به جبهه بودند، شكل بگيرد و البته در مدارس و دانشگاهها و صنوف و... هم امتداد يابد و جان جديدي در جبهة فرهنگي انقلاب اسلامي بدمد.
نسلهاي جديد هر مسجد ميتوانند به گردآوري و ثبت خاطرات شهدا، رزمندگان و ايثارگران آن در دورة دفاع مقدس بپردازند. اين فرصت با توجه به رويشهاي وسيع اين جبهه امروز بيشتر از يكي دو دهه گذشته فراهم است.
گام بعدي ميتواند شكلگيري موج دوّم اين نهضت در تبديل مستندات و خاطرات به آثار هنري و رسانهاي باشد. از دل اين نهضت در ميانمدت، دهها و بلكه صدها هزار اثر هنري و رسانهاي، اعم از داستان ،شعر، نمايشنامه، فيلمنامه، مجله، كليپ، سرود و... خواهد جوشيد و بسياري نيروهاي جديد نيز تربيت خواهند شد.
برداشت اول: «بسيج لشكر مخلص خداست.» امام خميني (ره)
برداشت دوم: «بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نمودهاند... ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ و مخالف با استكبار و پولپرستي و تحجرگرايي و مقدسنمايي است، بايد همه افرادش بسيجي باشند... بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است، چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست، بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.» (پيام به مناسبت سالگرد تأسيس بسيج، 2 آذر 1367)
ای اولی که سکه مردی، تا همچنان به نام تو مانده
تو واژهای به ژرفی دریا، تو مشکلی به هیئت آسان
ای تا همیشه بحر قلمها، در بحر عین و لام تو مانده
ای عاشقان برای پرستش، تا بوده بعد حق به تو مدیون
ای شاعران برای سرودن، تا هست زیر وام تو مانده
عقل آسمان اینهمه عاقل، در پله نخست تو عاجز
عشق افتخار آنهمه مجنون، زنجیری مدام تو مانده
هم ماه در حضور تو کودک، هم مهر در رکاب تو تاریک
هم روز در مسیر تو لنگان، هم شب در احترام تو مانده
ای هرکه دیده رنگ سلامت، لبخند تو شکسته و زخمی
ای هرکه برده لذت شیرین، همواره تلخکام تو مانده
از داغ فقر و قحط عدالت، از گند زور و لاشه تسلیم
بعد از چقدر سال نرفته است، بویی که در مشام تو مانده
بعد از چقدر سال که گفتی، بعد از چقدر سال که نشنید
آنک به سوی ظالم و مظلوم، انگشت اتهام تو مانده
نهجالبلاغه کو که بخوانند؟ نهجالبلاغه کو که بفهمند؟
این گوشها چقدر هراسان، از سیلی کلام تو مانده
بادا که تا هنوز بیفتد اینجا کلاه از سر دنیا
بیچاره او که خیرهسرانه دنبال گرد بام تو مانده
ما هرقدر که خاک تو باشیم، قنبر یکیست، مثل خود تو
فخر فقط برای تو بودن، در قبضه غلام تو مانده
آه ای تمام! من چه بگویم، بگذار تا تمام شود شعر