خدايا ميداني چه ميكشم، پنداري چون شمع ذوب ميشوم. ما از مردن نميهراسيم، اما ميترسيم بعد از ما ايمان را سر ببرند و اگر بسوزيم، روشنايي ميرود و جاي خود را دوباره به شب ميسپارد.
پس چه بايد كرد؟ از يك سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از ديگر سو بايد شهيد شويم تا آينده بماند. هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند و هم بايد بمانيم تا فردا شهيد شويم.
عجب دردي! چه ميشد امروز شهيد ميشديم و فردا زنده ميشديم تا دوباره شهيد شويم؟!
شهيد كاظم لطيفيزاده
اعلام جنگ امام، بعد از جنگ! «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنهها و مرفهين بيدرد شروع شده است. و من دست و بازوي همة عزيزاني كه در سراسر جهان كولهبار مبارزه را بر دوش گرفتهاند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزّت مسلمين را نمودهاند، ميبوسم و سلام و درودهاي خالصانة خود را به همة غنچههاي آزادي و كمال نثار ميكنم و به ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض ميكنم. خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان صادر نموده است. و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمايت از محرومان شده است، و شرارة كينه انقلابيتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است... . ما درصدد خشكانيدن ريشههاي فاسد صهيونيزم، سرمايهداراي و كمونيزم در جهان هستيم، ما تصميم گرفتهايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايي را كه به اين سه پايه استوار گرديدهاند، نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله ـ صليالله عليه و آله و سلم ـ را در جهان استكبار ترويج نماييم و دير يا زود ملتهاي در بند، شاهد آن خواهند بود...
مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتي از اين برزخ بيانتهايي كه انقلاب اسلامي ما براي همة جهانخواران آفريده است، احساس غرور و آزادي كنند و آواي آزادي و آزادگي را در حيات و سرنوشت خويش سر دهند و بر زخمهاي خود مرهم گذارند كه دوران بن بست و نا اميدي و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است و گلستان ملتها رخ نموده است... .»
اين بخشي از پيام امام(ره) هنگام پذيرش قطعنامه 598 بود، يعني اعلام پايان جنگ و البته اعلام آغاز جنگي ديگر! جنگي كه ابعادي به عمق تاريخ و عرض تمام گيتي دارد و اينك نيز ادامه...
...واما چند ماهی که تا انتخابات مجلس هشتم باقی نمانده بود این تخریبها کمکم به اوج خود میرسید با این هدف که شاید بتوانند رایی را برای حزب و گروه خود جمع کنند. اما افسوس که احمدی نژاد در دل این مردم جای داشت
در این مجموعه از هیچ کس اگر توقعی نبود از آقای هاشمی با این سابقهای که در ذهنمان از وی جاری بود توقع انصاف میرفت، در جریان پرونده موسویان و کلا جریان هسته ای، ایشان رفتاری بس غیرقابل انتظار از خود نشان دادند که گلایهها و سوالهای بسیار در ذهن به همراه آورده است، خلاصه اینکه اگر نبود حمایتهای پی در پی رهبر فرزانه انقلاب از این دولت و خصوصاً از شخص رئیس جمهور حقیقتاً با این همه حمله و هجمه چیزی برای این دولت باقی می ماند؟

1. در اینکه معضلی به نام تورم وجود دارد و اثرات مخربش به راحتی در زندگی روزمره مردم و اوضاع اقتصادی کشور قابل مشاهده است حرفی نیست، اصولا وقتی ما می خواهیم از عملکرد دولت در برخی حوزه ها دفاع کنیم در واقع لزوماً نمی خواهیم موجودیت نقصی را منکر شویم بلکه در پی ریشه یابی و سبک سنگین کردن عارضه ای نوظهوریم بحث پیرامون "تورم " نیز به همین منوال است یعنی ریشه یابی و تحلیل ساختاری به جای انکار واقعیتی آشکار!
یکی از آسیب های رویکرد اقتصادی در جبهه مخالفان دولت مصداق سازی بی ضابطه برای مفاهیم و نظریه های سیاسی مطلوب خود است. براهل تفسیر(؟) روشن است که تفسیر اقدامات یک مجموعه به پایه نظریه ای خاص به همان اندازه امکان دارد که تفسیر اقدامات مذکور برمبنای نظریه رقیب و مقابل!
2. تعدادی از نویسندگان زبر دست عرصه مطبوعات تبحر ویژه ای دارند در اقناع مخاطب و ایجاد فضای روانی تلقین در جهت اثبات مدعای غیر استدلالی خود ...
یکی از نمونه های بارز این روش، تطبیق عملیات اقتصادی دولت با عملیات پوپولیسم اقتصادی می باشد که حربه ای است لو رفته و غیر موثر که با پشتکار قابل تقدیر (!) توسط مخالفان دولت در حال پی گیری است.
3. از دیدگاه این جماعت پوپولیست ها ابتدا وعده مبارزه با فقر و فساد و تبعیض سر می دهند و مردم را دور خود جمع می کنند و از ره آورد این شعارها محبوبیت فوق العاده ای بدست می آورند اما پس از مدتی جایگاه مردمی خود را از دست می دهند. پوپولیست ها- به قول همین جماعت- برای رفع فقر و تبعیض فقط یک کار بلدند و آن هم تزریق پول و نقدینگی در جامعه و پول دادن به طبقات پایین جامعه است تا شاید این مردم محروم هم دلی از عزا در بیاورند و روی شادی را ببینند غافل از اینکه تزریق پول به جامعه موجب افزایش بی درنگ تورم تو کاهش قدرت خرید پول و در یک کلام فقیر تر شدن همان مردم خواهد شد و..
جماعت مذکور پس از شرح تمامی اوصاف مدنظر خود از یک نظریه اقتصادی ، قضاوت را جوانمردانه (!) ـ به مخاطب خود می سپارند تا خود تصمیم بگیرد که این دولت هم پوپولیستی هست یا نه ؟!
حال معلوم نیست طبق کدام مبنای علمی تشابه در برخی عملیات های اقتصادی چگونه توجیه گر این همانی آنها می شود و چگونه می شود که از یکسانی معلولها به یکسانی علتها پل می زنند؟
4. اقدامات دولت را باید به شکل یک کل به هم پیوسته و با در نظر گرفتن موج مخالفت ها و کارشکنی های مخالفان متول و بانفوذ یکجا مورد نقد قرار داد نه جزء جزء و معلول محور!
از سر ناچاری و مصلحت و یا کارشکنی یاران اقتصادی همین مخالفان نظریه پرداز است که داوری پیرامون آنها را باید به عقل عملی سپرد تا عقل نظری!!
پاره ای دیگر از این اقدامات را باید ناشی از اجتناب ناپذیری رفع برخی معضل های اقتصادی پیش روی دولت بدانیم که گاه مثلاً برای رفع معضل بیکاری ناچار به تحمل رشد تورم در یک بازه زمانی خاص می شویم که باید گذرانده شود و ...