تبليغاتX
ضربت نخست

آخر جاده لیبرالیسم !

1. سرمايه داري يا سرمايه محور"كاپيتاليسم" يكي از نظام هاي اقتصادي است كه محور خود را بر روي "سرمايه" قرار مي دهد و بدون توجه به كار به دنبال يافتن رهيافت هايي براي "افزايش سرمايه برسرمايه" است. چون در اينجا محوريت با سرمايه است، بنابراين "سرمايه محوري" در مقابل "كار محوري" واقع مي شود، و مي توان گفت "دو نظام معرفتي و ساختاري" اقتصادي "سرمايه محوري و كارمحوري" وجود دارد.

2. چون سرمايه محوري است، پس نيازمند تبديل همه چيز به سرمايه است و اين زماني ممكن مي شود كه بتواند نماد و نشانه اي را بر اشياء بگذارد كه بتواند شي ء را تبديل به يك كالاي سرمايه اي كند و معمولا اشياء را با حيثيت علت غايي با وجه كاربردي آن نامگذاري و از نظر كمي بررسي مي كند و بر آنها قيمت گذاري مي كند، پس همه اشياء را در يك "نظام قيمت گذاري" طبقه بندي مي كند.

3. از راه قيمت گذاري، تمامي منابع عمومي ثروت تبديل به "منابع خصوصي" مي شوند و چون محروميت عمومي را در بر مي گيرد، "فقرعمومي" را به دنبال دارد و زماني كه اين قيمت گذاري به اشيايي كه به طور آزاد در طبيعت وجود دارند صورت مي گيرد محصور در "اعتبارات اجتماعي" مي شوند و از دسترس عمومي خارج مي شوند و در دست "اعتبار گذاران اجتماعي و اقتصادي" قرار مي گيرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/10ساعت 23:59 توسط حمید برزگر |

 

من از خداي خود خواسته‌ام نه در جنگ ايران و عراق شهيد بشوم و نه به دست منافقين، بلكه با خداي خود عهد كرده‌ام شهادتم به دست شقي‌ترين آدم‌هاي روي زمين، يعني اسرائيلي‌ها باشد. اين را هم مي‌دانم كه خدا اين تقاضاي مرا قبول مي‌كند و من به دست آنها شهيد مي‌شوم. /احمد متوسليان

باز هم تيرماه از راه رسيد. عادت كرده‌ايم آن را با نام مرداني پيوند بزنيم كه شيران در اسارت لقب يافته‌اند. احمد متوسليان و ياران همرزم و همراهش در يكي از همين روزها وقتي براي نجات و ياري مردم ستمديده لبنان، فلسطين و سوريه رفته بودند، به طرز مشكوكي ناپديد شدند. يكي از كساني كه يار و همراه متوسليان بود، سردار كاظميني است. اهل كاشان است و متولد 1340. هجده ساله بود كه داوطلبانه به سنندج رفت تا در مقابل دشمنان انقلاب بايست و. اواخر خرداد 59 با احمد متوسليان آشنا شد. او در اين باره مي‌گويد: «مريوان كاملاً به دست ضد انقلاب افتاد. من آمدم پادگان 28 سنندج كه تعدادي از دوستان آنجا بودند. صحبت شد كه حاج احمد اكيپي را سازماندهي كرده مي‌خواهند مريوان را آزاد كنند

سید حسن امتداد احمدها...؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/10ساعت 23:48 توسط حمید برزگر |

آمار در ايران به يك سنت بوروكراتيك در روند اداري تبديل شده است. به عبارت بهتر آمار ابزاري است سنتي كه مردان دولتي گويي از آن به عنوان جادو استفاده مي كنند، چراكه مي توان همگان را در مقابل عملكرد يك نهاد با ارائه پاره اي آمارها فسخ كرد. بارها به گوشمان خورده كه افراد در عرصه هاي جدي زندگي مدام از بحث هاي آماري بهره مي جويند تا گويي ارزش و جديتشان را به رخ مخاطب بكشند. در ارزش و اعتبار و لزوم استفاده از مباحث آماري البته جاي شك و شبهه اي نيست، اما مسئله اعتبار بحث هاي آماري و ارتباط آن ها با حيات واقعي زندگي اجتماعي است؛ حياتي كه به واقع خارج از سلطه آثار وجود و تداوم دارد. سلطه آماري در ارائه بحث هاي آكادميك به اين دليل خطرناك است كه ارائه بحث هاي آماري صرف مي تواند ما را از حقيقت حقيقي جامعه دور نگه دارد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/10ساعت 23:38 توسط حمید برزگر |

در كتب منطقي و فلسفي، همان‌گونه كه در تعريف بديهيات اختلاف وجود دارد، در اقسام بديهيات نيز اختلاف است: فارابي، اقسام يقينيات را مقبولات، مشهودات، محسوسات و معقولات اول مي‌داند؛ (فارابي: 1408 ق، ج 1، ص 19). بوعلي،‌ يقينيات را شش مورد بر مي‌شمارد: مشاهدات، حدسيات، اوليات، متواترات، مجربات و فطريات؛ (ابن‌سينا: 1375 ش، ج 1، ص 229ـ‌ 213). ايجي،‌يقينيات را هشت مورد معرفي مي‌كند: اوليات، قضايا قياساتها معها، مشاهدات حسي، وجدانيات، مجربات، حدسيات، متواترات و وهميات؛ (ايجي: 1325 ق، ج 2، ص 42 ـ 36). تفتازاني آنها را شش قسم مي‌داند: اوليات، مشاهدات (حدسيات، وجدانيات)، فطريات، متواترات، حدسيات؛ (تفتازاني: 1409 ق، ج 1، ص 250) و شيخ اشراق يقينيات را شامل اوليات، مشاهدات حدسيات ذكر مي‌كند. (سهروردي: 1373 ش، ص 123 ـ 118). وي فطريات را در ذيل اوليات، حسيات و وجدانيات را در ذيل مشاهدات و مجربات و متواترات را در ذيل حدسيات قرار مي‌دهد. اكثر كتب منطقي ديگر در كل، اصول يقينيات را شش مورد ذكر كرده‌اند. (طوسي: 1367 ش، ص 334؛ حلي: 1416 ق، ص 195؛ بهمنيار: 1375ش، ص 95؛ سبزواري: 1423 ق؛ ج 1، ص 27؛ طباطبايي: 1416 ق، ص 252؛ مصباح‌يزدي: 1373 ش، ج 1، ص 227). البته تعدادهاي مختلف ديگري هم ذكر شده‌اند اما عمدتا در اين شش مورد قابل جمع هستند؛ ضمن آنكه اين اختلاف ظاهري در تقسيمات، هيچ‌گاه به اختلاف در بديهي بودن بديهيات نينجاميده است؛ به چند دليل: 1ـ برخي كه اقسام كمتري را براي يقينيات ذكر كرده‌اند، پاره‌اي از يقينيات را در درون اين اقسام جاي داده‌اند. مثلا شيخ اشراق، حدسيات را به‌گونه‌اي تعريف كرده است كه مجربات، متواترات و حدسيات بالمعني‌الاخص را در دل آنها جاي داده و يا مشاهدات را در معنايي عام و وسيع فرض كرده است كه هم شامل حسيات و هم شامل وجدانيات مي‌شود. بنابراين، يكي از علل اختلاف، جعل اصطلاح است كه آن را صرفا در حد يك نزاع بايد تقلي كرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/09ساعت 18:55 توسط حمید برزگر |