تبليغاتX
ضربت نخست
بسم رب الصادقین

هنوز خوب به یاد دارم-مثل خیلی از رفقای دیگه-که نام مقدس فاطمیه چطور تکونمون می داد و ما رو به حرکت و تدبیر وادار می کرد،شاید قدم هایی که مادر مهربان سادات(س) از اون خونه ساده تا مسجد اهل مدینه برداشت تا شاید دل پرپیچ و تاب مردم را روشن کنه باعث انرژی نهفته فاطمیه باشه!

نمی دانم شاید وقتی این جریده محقره بدستتون می رسه با فاطمیه وداع کرده باشین اما بعیده به این زودی عطر کوچه بنی هاشم از دل و دماغتون رفته باشه،عطر یا دود حالا مگه فرقی هم داره!

حرف دل:

چقدر خوب می شد که همه باهم زیر یک پرچم و نزدیک هم بودیم اما ظاهرا قرار شده دورادور به درد هم بخوریم،میگن اینجوری ثوابش بیشتره.

انتخابات هم نزدیکه و باید با تعقل و آگاهی هم تصمیم بگیریم هم تصمیم بسازیم،امروزی ها دیگه مطمئن شده اند که خیلی وقت ها ارزش تصمیم سازان بیشتر از تصمیم گیران و مسئولان بالاست،من و تو اول باید تصمیم بگیریم -که بیشترمان این مرحله رو طی کردیم-وبعد در سطح کلان اجتماعی برای جبهه حق تصمیم سازی کنیم و تصمیم دیگران را مدیریت کنیم!

یک حرف مهم:

دوستان شما در موسسه صبح امید اصلا تصمیم ندارن کسی رو نصیحت کنن یا ارشاد و... البته اینها چیزهای بدی نیستن ،مشکل از ماست که در حد و اندازه های این حرفها نیستیم،راستش ما خراب رفیقیم و عاشق یک مرد ،مردی پر از جراحت غریبی یعنی مهدی فاطمه سلام الله علیه و علی آبائه الطاهرین .

خیلی عالی خواهد شد وقتی که همه باهم رفیق باشیم و سرباز یک مرد آسمانی!

حرف آخر:

امسال برای موسسه سال تثبیت و سازماندهی نامگذاری شده،یعنی سعی در جهت ثبت قانونی و اجتماعی موسسه در اذهان ونیز تصفیه و جذب اعضا،و این نمی شود مگر با یاری شما مردان آخرالزمان!

+ نوشته شده در 88/03/04ساعت 0:23 توسط حمید برزگر |

                                                                 

آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!

قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان

ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!

قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!

اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمين

از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير

باران بيار و باز بباران از آسمان

- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!

- آقا اجازه! ما که نه در اين و نه در آن!

«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»

يا زير دستهاي نجيب تو در امان!

آقا اجازه!باشد، صبور مي شوم اما تو لااقل

دستي براي من بده از دورها تکان...

 

+ نوشته شده در 88/01/16ساعت 18:41 توسط حمید برزگر |



فرج الله سلحشور نويسنده، کارگردان و تهيه کننده سريال حضرت يوسف (ع) با بيان اينکه ديدگاه مشترک من واحمدي نژاد ريشه دراسلام دارد ،گفت: اينکه عده اي اين موضوع را سياسي مي کنند و به سريال نسبت مي دهند نشان آن است که در برکه انتخابات در حال غرق شدن هستند و به هر خار و خسي چنگ مي زنند.

 در نشست خبري عوامل سريال حضرت يوسف (ع) از جمله فرج الله سلحشور کارگردان، نويسنده و تهيه کننده سريال، حسين زندباف تدوينگر، مجيد مير فخرايي طراح صحنه و جهانبخش سلطاني و رضا رضوي بازيگران نقش آمن هوتپ سوم و هورن هوپ که در خبرگزاري جمهوري اسلامي برگزار شد، عوامل اين سريال به سئوالات خبرنگاران پاسخ گفتند.

در ابتداي اين نشست فرج الله سلحشور درباره انتخاب داستان حضرت يوسف و ساخت اين سريال گفت: قصه هاي قرآني از کودکي دغدغه من بوده است. تعداد قصص انبيا بيش از ديگر کتاب هاي کتابخانه من است و از سال 60 به اين مهم پرداختم.

وي درباره انبيا واولياي الهي واينکه چرا سراغ ساخت سريال حضرت يوسف رفته است، اظهار داشت: همه اولياي الهي براي من ارزشمند هستند و در ساخت اين سريال هم بيشتر قالب و قصه براي من مهم بود. من اگر سراغ حضرت يوسف (ع) رفتم به اين دليل بود که داستان حضرت يوسف را بر خلاف آنچه تاکنون ساخته شده با بينش اسلامي همراه با نگاه اهل بيتي ارائه دهم و نگران اين بودم که ديگران اين سريال را ساخته و به سمت غربي بودن حرکت کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/12/18ساعت 17:29 توسط حمید برزگر |

روح الله رشیدی

ما همیشه «به روزیم»

«به روزیم» و همین را بسنده می کنیم از تمام «حیات».
«به روزیم» و همین نیز نهایت هنر و غايت كمال مان است.
بیش از این «نمی دانیم» و البته بیش از این هم «نمی فهمیم».
«به روزیم» و همین نیز منتهای «افق»مان است.
«به روزیم»، یعنی چشمانمان تا نوک بینی مان را می تواند که دید.
«به روزیم» و به دیروز و فردا و حتی همین «امروز» هم کاری نداریم.
هر چه می خواهد بشود، بشود. همین که ما «به روزیم» کافی است.
اینکه که رفت و که ماند، که افتاد و که شکست.
اینکه که یخ زد و که آب شد، که سوخت و که سوخت! اصلاً مهم نیست.
ما «به روزیم» و زندگی در لحظه «اکنون» را به هیچ نمی فروشیم.
ایمان آوردنمان «به روز» است؛ کفر ورزیدنمان هم.
گریستنمان «به روز» است؛ خندیدنمان هم.
دیدن مان «به روز» است؛ کور گشتن مان هم.
شنیدن مان «به روز» است؛ کر شدنمان هم.
فریاد زدنمان «به روز» است؛ لال شدنمان هم.
خلاصه...
یادم رفت که بگویم
«به روز بودن»مان هم «به روز» است!
راستی، ما که همیشه «به روزیم»، آیا «بهروز»یم هم؟
+ نوشته شده در 87/12/18ساعت 17:16 توسط حمید برزگر |

محمد مهدی تهرانی

دیرگاهی است جسارت به ساحت رسول مکرم اسلام و هجمه به حجیّت و صحت قرآن کریم و وحی نه از جانب نشریات دانمارکی و کاریکاتوریست های معاند اسلام که در درون مرزهای ایران اسلامی و از جانب چهره هایی که وجهه روشنفکری و عقل مداری به خود گرفته اند، انجام می گیرد. تخطئه عصمت پیامبر اکرم و تحدید این حوزه و پس از آن قضاوت توهین آمیز در خصوص ائمه اطهار(ع)، نه از جانب سلفی ها که از جانب آنان که به ظاهر داعیه شیعگی دارند و خود را استاد دانشگاه و پژوهشگر معرفی می کنند، رقم می‌خورد و این همه در کنار هم، سرنخ هایی را به دست می دهد که باید برآورد ما را از اهداف پشت پرده این جریان کامل کند. شواهدی که مدعای این نوشتار به آنها متکی است، متواتر است و غیر قابل انکار. جریانی که از آن سخن می رود، حرکتی مرموز و خزنده را تا کنون دنبال کرده و با ادبیات، ابزارها و چهره های متفاوت به میدان آمده است.

به نظر، قضاوت در خصوص حلقه های این جریان با نگاه خُرد و تفکیکی میسّر نخواهد بود. آنچه که ریشه‌های بدعت گذاری نوین را روشن می کند، نگاهی است که باید از فراسوی یک شاهد خاص و بر کلیت جریان تجدیدنظر طلبی داشت. کلیت جریانی که یک بار در نشریات دانشگاه امیرکبیر بروز می کند و حتی ظهور حجت را مشتی اوهام و اسطوره لقب می دهد و در خصوص امیرالمومنین علی(ع) می نویسد: «علی نه نور بود، نه آسمانی، نه مقدس و نه معصوم... علی یک انسان خطاپذیر بود و غیر معصوم. فراتر از او محمد نیز چنین بود.»(1
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/12/17ساعت 9:13 توسط حمید برزگر |

محمدرضا اميني

mr.aminy@yahoo.com

 دنيا محل بلا و ظرف ابتلائات الاهي است، بدان جهت كه سره از ناسره، جدا و تمييز گردد. و اين خاص عده‌اي نيست و هيچ فردي و گروهي را در هيچ لباس و مسلك و منصبي ياراي فرار از آن نمي‌باشد. لكن آن‌چه در اين راه انسان غافل را از خطاها مي‌تواند حافظ باشد، انتقاد دل‌سوزانه‌ي دوستان است. و من آنان را به‌ترين دوستان مي‌خوانم. گرچه اين سخنان را بارها و بارها نوشته و گفته‌ايم، اما به دليل اهميت موضوع جايي براي خسته‌شدن وجود ندارد و صرف نشنيدن يا طفره‌رفتن و مقبول‌نيافتادن دليل بر نقدنكردن نمي‌‌تواند ‌باشد. فلذا دست به قلم مي‌بريم و اميدواريم كه ان‌شاءالله بتواند راه‌هاي انحرافي در مسير صراط مستقيم را به عزيزان بسيج دانش‌جويي بنماياند. چه تلخ باشد و چه شيرين!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/07/28ساعت 18:20 توسط حمید برزگر |

بدون شرح و بی مقدمه!

روح الله رشیدی

نماينده ولي فقيه و رييس ستاد اقامه نماز گفت‏:‏ محرابها در مساجد ضد نهج البلاغه است زيرا در نهج البلاغه آمده كه محراب نبايد آذين داشته باشد اما محرابهاي مساجد با كاشيهاي رنگين كار شده‌اند‏.‏

بنابراین گزارش محسن قرائتي در "همايش مرزبانان عرصه دين" در بجنورد افزود‏:‏ مردم ما بي دين نيستند اما دين به آنان درست معرفي نشده است‏.‏


وي بيان كرد‏:‏ اسلام ناب و اسلام منهاي خرافات اكنون وجود ندارد، بلكه اكنون اسلام نه شرقي، نه غربي و نه قرآني است‏.‏بسياري از كارهايي كه اكنون به نام دين انجام مي شود اشتباه است‏.‏

قرائتي افزود‏:‏ ‏يك نفر حق ندارد قبل از اذان، مردم را از خواب بيدار كند اما قبل از اذان در مسجد با بلندگو دعا مي گذارند كه مردم همجوار مساجد را از دعا و نماز بيزار مي كند‏.‏

او به روحانيان حاضر در اين همايش رو كرده و پرسيد‏:‏ كداميك از شماها دوست داريد در كنار مسجد منزل داشته باشيد‏.‏ در پاسخ كمتر از پنج نفر دست خود را بالا بردند‏.‏


قرائتي گفت‏:‏ ببينيد كه حتي روحانيون نيز دوست ندارند در كنار مسجد خانه داشته باشند، مسجد بايد جذاب باشد اما اكنون آخوندها نيز در كنار مسجد خانه نمي خرند‏.‏

وي با بيان اينكه برگزاري مسابقات قرآني در خراسان رضوي ‏12‏ ميليارد ريال هزينه برد ادامه داد‏:‏ براي پوسته قرآن اعتبار مي دهند اما براي تفسير ‏100‏ ميليون ريال نيز اعتبار نمي دهند‏.‏


رييس ستاد اقامه نماز همچنين خطاب به روحانيون گفت‏:‏ بايد فرهنگ خنده را در بين مردم ترويج دهيم زيرا جوانان بايد بخندند و نشاط داشته باشند‏.‏


وي با بيان اينكه نبايد اداي خنده را دربياوريم گفت: ما بايد در كنار معلم بودن و آخوند بودن و درس دادن، خنده داشته باشيم‏.‏

رييس ستاد اقامه نماز به روحانيون گفت‏:‏ نبايد حرفهاي خود را به مردم تحميل كنيم، نمي شود به مردم زور گفت‏.‏

وي افزود‏:‏ به طلبه ها مي گويند در قرآن آيه اي وجود دارد كه ‏11‏ تا "قاف" دارد و طلبه ها نيز به دنبال قافها مي گردند، آيا با اين برنامه ها، مشكل مملكت حل مي شود‏؟‏

 

+ نوشته شده در 87/07/18ساعت 0:55 توسط حمید برزگر |

مروز كه سالها مي گذرد و خود را غرق همان دنياي شهوت و پول و مقام و ريا و ظواهر كرده ايم؛ همان كه روزي دشمن اصلي مان بود، نه تنها حرفي از ديروز به نسل جديد ارائه نكرده ايم بلكه گويي قبل از آن خويش را بيشتر محتاج آن فرهنگ مي بينيم و افسوس كه دستمان خاليست! هر شهر و روستا با دهها و صدها شهيد كه روزي منبع تزريق روحيه الهي به جامعه بودند و پس از شهادت سيره زندگي هر كدامشان ظرفيت دوره اي كامل از درس زندگي داشته، اما خودشان رفتند و تنها وارث خاطرات و راوي بزرگيشان، يعني پدر و مادرهايشان در همين روزها يكي يكي مي روند و غفلت ما همه چيز را به خاك مي سپارد. همچنين است در مورد بزرگان انقلاب كه آنها نيز از دستمان رفتند و اكنون نه سخني از خودشان است و نه اثري از آثارشان. حداقل پانزده سال مبارزه منتهي به انقلاب و ده سال جنگ، پر از والاترين مولفه هاي متعالي و با واضح ترين و گويا ترين پيام ها اصلاً گم است. و آنچه كه هست هم قايم كرده ايم! كسي نمي پرسد چرا ردي از كلام و گفتار بنيانگذاران مكتب، از امام و بهشتي آن گرفته، تا سربازان ساده اش در ميان جامعه نيست؟ سند سه دهه مبارزه كجاست؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/04/15ساعت 20:39 توسط حمید برزگر |

آنچه می‌آید؛ گزیده‌ی سخنرانی "امام موسى صدر" در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامى قم ــ در حضور بزرگانى چون شیخ مرتضى حائرى و استاد شهید مرتضى مطهرى ــ درباره‌ی "ضرورت تغییر در روش‌های تبلیغات دینی" است که به تاریخ هفتم مهر 1344 ایراد شده است.

متاسفانه یا خوشبختانه، این بیانات ــ  که در عمل، وضعیت امروز شیعیان لبنان حاصل آن است ــ بعد از گذشت بیش از چهل سال، هنوز هم ایده‌بخش و قابل اتکاست.


                  امام موسي صدر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/30ساعت 17:40 توسط حمید برزگر |

آمار در ايران به يك سنت بوروكراتيك در روند اداري تبديل شده است. به عبارت بهتر آمار ابزاري است سنتي كه مردان دولتي گويي از آن به عنوان جادو استفاده مي كنند، چراكه مي توان همگان را در مقابل عملكرد يك نهاد با ارائه پاره اي آمارها فسخ كرد. بارها به گوشمان خورده كه افراد در عرصه هاي جدي زندگي مدام از بحث هاي آماري بهره مي جويند تا گويي ارزش و جديتشان را به رخ مخاطب بكشند. در ارزش و اعتبار و لزوم استفاده از مباحث آماري البته جاي شك و شبهه اي نيست، اما مسئله اعتبار بحث هاي آماري و ارتباط آن ها با حيات واقعي زندگي اجتماعي است؛ حياتي كه به واقع خارج از سلطه آثار وجود و تداوم دارد. سلطه آماري در ارائه بحث هاي آكادميك به اين دليل خطرناك است كه ارائه بحث هاي آماري صرف مي تواند ما را از حقيقت حقيقي جامعه دور نگه دارد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/10ساعت 23:38 توسط حمید برزگر |

مطالب قدیمی‌تر