
در كتب منطقي و فلسفي، همانگونه كه در تعريف بديهيات اختلاف وجود دارد، در اقسام بديهيات نيز اختلاف است: فارابي، اقسام يقينيات را مقبولات، مشهودات، محسوسات و معقولات اول ميداند؛ (فارابي: 1408 ق، ج 1، ص 19). بوعلي، يقينيات را شش مورد بر ميشمارد: مشاهدات، حدسيات، اوليات، متواترات، مجربات و فطريات؛ (ابنسينا: 1375 ش، ج 1، ص 229ـ 213). ايجي،يقينيات را هشت مورد معرفي ميكند: اوليات، قضايا قياساتها معها، مشاهدات حسي، وجدانيات، مجربات، حدسيات، متواترات و وهميات؛ (ايجي: 1325 ق، ج 2، ص 42 ـ 36). تفتازاني آنها را شش قسم ميداند: اوليات، مشاهدات (حدسيات، وجدانيات)، فطريات، متواترات، حدسيات؛ (تفتازاني: 1409 ق، ج 1، ص 250) و شيخ اشراق يقينيات را شامل اوليات، مشاهدات حدسيات ذكر ميكند. (سهروردي: 1373 ش، ص 123 ـ 118). وي فطريات را در ذيل اوليات، حسيات و وجدانيات را در ذيل مشاهدات و مجربات و متواترات را در ذيل حدسيات قرار ميدهد. اكثر كتب منطقي ديگر در كل، اصول يقينيات را شش مورد ذكر كردهاند. (طوسي: 1367 ش، ص 334؛ حلي: 1416 ق، ص 195؛ بهمنيار: 1375ش، ص 95؛ سبزواري: 1423 ق؛ ج 1، ص 27؛ طباطبايي: 1416 ق، ص 252؛ مصباحيزدي: 1373 ش، ج 1، ص 227). البته تعدادهاي مختلف ديگري هم ذكر شدهاند اما عمدتا در اين شش مورد قابل جمع هستند؛ ضمن آنكه اين اختلاف ظاهري در تقسيمات، هيچگاه به اختلاف در بديهي بودن بديهيات نينجاميده است؛ به چند دليل: 1ـ برخي كه اقسام كمتري را براي يقينيات ذكر كردهاند، پارهاي از يقينيات را در درون اين اقسام جاي دادهاند. مثلا شيخ اشراق، حدسيات را بهگونهاي تعريف كرده است كه مجربات، متواترات و حدسيات بالمعنيالاخص را در دل آنها جاي داده و يا مشاهدات را در معنايي عام و وسيع فرض كرده است كه هم شامل حسيات و هم شامل وجدانيات ميشود. بنابراين، يكي از علل اختلاف، جعل اصطلاح است كه آن را صرفا در حد يك نزاع بايد تقلي كرد...