امام خمینی(ره)
در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - موج می زند باید برای شکستن، امواج توفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد. خلاصه کلام، اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. بسیج باید مثل گذشته و باقدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها، بسیج دانشجو و طلبه است.
طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند، فرزندان بسیجی ام در این مراکز، پاسدار اصول تغییر ناپذیر ((نه شرقی و نه غربی)) باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی آمریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می پذیرد. و مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است.
حوزه علمیه و دانشگاه باید چارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست. باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست مسئولین تنها با پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون آمریکا و شوروی می شود به زندگی مسالمت آمیز توام با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که ریشه ضدانقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد. من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تاکید می کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصا از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و گمنام بسیج را که به نعمت همجواری اهل بیت - علیهم السلام - متنعم و جانبازان عزیز را شفا و اسرا و مفقودین عزیز را سالم به وطنشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا هستند بیفزاید. والسلام علیکم و رحمه الله روح الله الموسوی
+
نوشته شده در
87/08/13ساعت 18:49 توسط حمید برزگر
|
پیام تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به روحانیت،
امامان جمعه و طلاب سراسر کشور
در
3 اسفند 67
...روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند در حوزههای علمیه. هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند امروز عدهای با ژست تقدسمآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام میزنند که گوئی وظیفهای غیر از این ندارند خطر تحجر گرایان . مقدس نمایان احمق در حوزههای علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکائیند و دشمن رسول الله (ص) آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟
در شروع مبارزات اسلامی اگر میخواستی بگوئی شاه خائن است بلافاصله جواب میشنیدی که شاه شیعه است. عدهای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام میدانستند و هیچکس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدرپیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است وقتی شعار جدائی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست حکومت دخالت نماید حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعضی افراد روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک کاسهای زیر نیم کاسه داشت و این ازمسائل رایج حوزهها بود که هر کس کج راه میرفت متدینتر بود. یاد گرفتن زبان خارجی کفر و فلسفه و عرفان گناه و شرک به شمار میرفت. در مدرسه فیضیه فرزند خرد سال مرحوم مصطفی از کوزهای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند! چرا که من فلسفه میگفتم، تردید ندارم اگر همین روند ادامه مییافت وضع روحانیت و حوزهها وضع کلیساهای قرون وسطی میشد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزهها را حفظ نمود .علماء دینباور در همین حوزهها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند.
قیام بزرگ اسلامیمان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزهها بهر دو تفکر آمیختهاند و باید مراقب بود که تفکر جدائی دین از سیاست از لایههای تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه است، که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بیسواد عدهای کمر همت بستند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند. اوضاع مثل امروز نبود هرکس صد درصد معتقد به مبارزه نبود، زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان بدر میرفت . ترویج تفکر ”شاه سایه خداست“ و یا با گوشت و پوست نمیتوان در مقابل توپ ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون معقولین را چه کسی میدهد؟ و از همه شکنندهتر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است و هزاران ”ان قلت“ دیگر مشکلات بزرگ و جان فرسائی بودند که نمیشد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلو آنها را گرفت.
حتی نسبت تارک الصلوة و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را بعهده داشتند میدادند.
واقعا روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون میگریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوی میخواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عدهای روحانی مقدس نمای ناآگاه یا بازی خورده و عدهای وابسته که چهرشان بعد از پیروزی روشن گشت. مسیر این خیانت بزرگ را همواره مینمودند . آنقدر که اسلام از این مقدسین و رحانینما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقهها را بیش از این تلخ نکنم. ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مأبی و دین فروشی عوض شده است.
شکست خوردگان دیروز سیاست بازان امروز شدهاند. آنها که بخود اجازه ورود در امور سیاسی را نمیدادند، پشتیبان کسانی شدند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفته بودند.غائله قم و تبریز با هماهنگی چپیها و سلطنت طلبان و تجزیه طلبان کردستان تنها یک نمونه است که میتوانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از کودتای نوژه ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از روحانی نماهائی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا میدانستند و سر به آستانه دربار میسائیدند یکمرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند
دیروز مقدس نماهای بیشعور میگفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است امروز میگویند مسؤولین نظام کمونیست شدهاند تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشاء و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا میدانستند امروز از اینکه در گوشهای خلاف شرعی که هرگز خواست مسؤولین نیست رخ میدهد فریاد وااسلاما سرمیدهند دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را بنفع شاه بشکنند امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند ولایتیهای دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند و در عمل پشت پیامبر و اهلبیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند .
+
نوشته شده در
87/08/13ساعت 18:40 توسط حمید برزگر
|
آنها كه از نزديك دستي بر آتش تاريخ دارند، از يك بيماري شايع به نام «حجاب معاصرت» در ميان راويان و تحليل گران تاريخ سخن مي گويند. چه بسيار تاريخ دانان و تاريخ نويساني كه در پرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحليل مهمترين وقايع تاريخي هم عصر خود غفلت ورزيده اند اما رنج ها و مشقت هاي طاقت فرسايي را براي ضبط و روايت برهه هايي دور از يك دوره تاريخي را متحمل شده اند كه از ارزش و اعتبار چنداني برخوردار نبوده است.
اين بيماري، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گريبان اهل تاريخ، كه اهل سياست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه هاي علميه، عالمان ديني، رجال مذهبي واصحاب رسانه را نيز در برگرفته است. اين روزها درحالي بيستمين سال انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي را به عنوان رهبر و سكاندار نظام اسلامي فرا روي داريم كه در كمتر برگه تقويم و يا رسانه و مطبوعه اي، از اين انتخاب هوشمندانه و سرنوشت ساز نام و يادي به ميان مي آيد. شايد از آن روست كه اهل شعر و ادب و غزل مي گويند هر چه ذوق هنري است، در توصيف و استعاره و كنايه و تشبيهي است كه از هلال و بدر و محاق و مهتاب و گيسوي شب و كمان ابروست و كمتر سخن از خورشيد و آفتابي به ميان رفته كه جهان در پرتو نور آن تجلي يافته است.
.jpg)
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
87/03/20ساعت 0:27 توسط حمید برزگر
|
ببینید آقایان و خواهران عزیز! تحول اجتنابناپذیر است. تحول طبیعت و سنت آفرینش الهی است این را بارها من مطرح کردم و گفتم تحول رخ خواهد داد. خوب حالایک واحد یا یک موجودی را فرض کنید که تن به تحول ندهد از یکی از دو حال خالی نیست یا خواهد مرد یا منزوی خواهد شد. یعنی یا در غوغای اوضاع تحولیافته مجال زندگی پیدا نمیکند و زیر دست و پا له میشود و از بین میرود; و یا اگر زنده بماند منزوی خواهد شد. مثل همان انسان جنگلی که در روزنامه امروز و دیروز خواندیم یک آدمی 40 سال پیش به جنگلی در مازندران رفته و یک ارتباط خیلی ضعیفی با محیط بیرون خودش دارد. میشود رفت میشود از تحول دوری گزید اما با انزوا. اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد منزوی خواهد شد اگر نمیرد و زنده بماند; البته مایه دین مانع مردن میشود; اما منزوی شده و روز به روز منزویتر خواهد شد. تحول حتمی است منتها تحول دو طرف دارد. تحول در جهت صحیح و درست; و تحول در جهت باطل و غلط. ما باید مدیریت کنیم که این تحول در جهت درست انجام بگیرد; این وظیفه موœثرین در حوزه است. مدیران فضلاو صاحبنظران حوزه باید همتشان این باشد. از تحول نباید گریخت...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
87/01/24ساعت 21:3 توسط حمید برزگر
|